شكل گیری، رشد و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون تلاشهای متعدد و همه جانبهی جریان مذهبی است كه به رهبری حضرت امام خمینی (ره) توانست انقلاب اسلامی ایران را با چند ویژگی عمده به نتیجه ای غیر منتظره برساند. از میان همهی ویژگی های این انقلاب، یكی این بود كه انقلاب اسلامی ایران از ماهیتی مذهبی برخوردار بود و شكل گیری و تداوم انقلابی بر مبنای مذهب به منزلهی حركت برخلاف مسیر رودخانه جهانی محسوب میشد كه ویژگی بارز حركتی آن رسوخ سكولاریسم در ابعاد مختلف آن بود . تشكیل نظام جمهوری اسلامی ایران حركت خلاف مسیر رودخانهی جهان را تشدید نمود. اما ویژگی دیگر انقلاب این بود كه تمام اقشار مردم ایران در این انقلاب مذهبی نقش آفرینی نمودند و در پیشبرد اهداف نهضت اسلامی همت گماردند. در این میان قشر روحانیت در مسند رهبری نهضت اسلامی انجام وظیفه نمود و به مقتضای ماهیت وجود جریان مذهبی سیر حیات جدید این جریان سیاسی را در ربع آخر قرن بیستم در سطح جهان و ایران رقم زد. نهضتی كه با رهبری پیامبر گونه، حضرت امام خمینی آغاز گردید و با مدد سایر شخصیت های طراز اول انقلاب اسلامی به بار نشست . این نوشتار مروری اجمالی بر حیات عملی و تأثیر گذار شخصیت آیت ا... شهید دكتر مرتضی مطهری- از پیش قراولان و تئوریسین های نهضت اسلامی ایران-خواهد داشت. حیات اجتماعی استاد مطهری از تولد تا شهادت را می توان از جهات مختلف و در ابعاد متفاوت مورد بحث و بررسی قرار دد. * حیات اجتماعی استاد مطهری 1- دوران كودكی( 1311- 1298 شمسی) استاد شهید آیت ا... مطهری فرزند شیخ محمد حسین مطهری در سیزدهم بهمن ماه 1298 هـ .ش (12 جمادی الاول 1338 هـ ق) در شهرستان فریمان از استان خراسان در خانوادهای اصیل و نجیب و روحانی دیده به جهان گشود. دروس ابتدایی را در مكتب و در نزد پدر بزرگوار خود آموخت. حركات و رفتار استاد از همان اَوان كودكی حكایت از آیندهای درخشان داشت. او نه تنها با میل و رغبت به مكتب میرفت بلكه شیفته كتاب و درس و استاد بود. 2- دوران تحصیل در حوزة علمیة مشهد (1315 – 1311 شمسی) استاد مطهری پس از آشنایی با مقدمات زبان فارسی و علوم اسلامی در سن دوازده سالگی از دیار خود به مشهد مقدس عزیمت نمود. در این دوران، تحولی در وجودش رخ داد كه همه افكار و اندیشهها و اعمال و حركاتش را تحت الشعاع خود قرار داد. بهتر است اهمیت تحولات روحی استاد مطهری را در آن دوران از زبان خودش بشنویم : تا آنجا كه از تحولات روحی خود به یاد دارم؛ از سن سیزده سالگی این دغدغه، یعنی مسئله اثبات خدا در من پیدا شد و حساسیت عجیبی نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا كردم . پرسش ها – البته متناسب با سطح فكری آن دوره- یكی پس از دیگری بر اندیشه ام هجوم می آورد. در سالهای اول مهاجرت به قم، هنوز از مقدمات عربی فارغ نشده بودم كه چنان در این اندیشه ها غرق شدم كه شدیداً میل به «تنهایی » در من پدید آمد؛ وجود هم حجره را تحمل نمی كردم مایل بودم تنها با اندیشههایم بسر ببرم. مقدمات عربی و یا فقهی و اصولی و منطقی را از آن جهت میآموختم كه به تدریج آماده بررسی اندیشة فیلسوفان بزرگ در این مسئله بشوم» از همین جا می توان به ذهن نقاد استاد و در ریشهیابی مسائل و تشخیص اصول از فروغ او پی برد. استاد مطهری در مدت اقامت حدود پنج ساله خود در حوزة عملیة مشهد، تحصیلات سطح از قبیل: ادبیات، منطق، فقه را در آن حوزه فراگرفت. 3- دوران تحصیل در حوزة علمیه قم (1331 – 1316 شمسی) استاد در طی پانزده سال اقامت در حوزة علمیة قم وكسب فیض از محضر استادان بزرگ، بر اندوختهتهای علمی و معنوی خود افزود. تحصیلات خود را در علوم و فنون مختلف اسلامی ارتقاء بخشید. یكی از فرازهای حساس این دوران كه در شخصیت روحی استاد مطهری تأثیر بسزایی داشت آشنایی با مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی (قدس سره) بود كه در سال 1320 در اصفهان رخ می دهد. 4- دروان اقامت در تهران (1358 – 1331 شمسی) این دوران از عمر ایشان را به سه بخش مهم تقسیم می كنیم: الف) از سال 1331 تا 1341: استاد با مهاجرت به تهران، فصل پر فراز و نشیب دیگری از زندگی علمی خود را آغاز می نماید. ایشان در سال 1332 مقدمه و پاورقی بر جلد اول «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را به پایان رسانده و در سالهای 1337 و 1338 كه انجمن اسلامی پزشكان تشكیل شد از سخنرانان اصلی این انجمن بود و مسائل مهم فكری، فلسفی، فقهی و ایدئولوژیك اسلام را مورد بحث و بررسی قرار میدادند. اكنون بخش كوچكی از آن سخنرانی ها به صورت كتاب «مسئله حجاب» در دسترس عموم قرار گرفته است. در بین سالهای 1339 تا 1341 فعالیت های اسلامی گسترش مییابد و استاد مطهری در كنار روحانیون فعال دیگر، به روشنگری و تبلیغ و كنفرانس در دانشگاهها، مساجد، جلسات مكتب توحید و دیگر جلسات میپردازند. بنابراین دوران اقامت استاد مطهری در تهران از پربارترین دورههای حیات ایشان است. در این دوره است خدمات ارزنده ایشان از تحقیق و تدریس و تألیف گرفته تا خطابه و وعظ و تبلیغ و كوشش در حل مشكلات و نابسمانی های اجتماعی صورت میگیرد. ب) از سال 1342 تا 1351 در این دوره فعالیت های سیاسی، اجتماعی ، خدمات علمی و فرهنگی استاد ابعاد گستره تری می یابد. در سال 42 كه ارتباط امام خمینی (ره) و مردم قطع شد، بزرگترین مسئولیت متوجه افرادی همچون شهید مطهری گردید. زیرا او فردی مبتكر و كاردان بود و در محیط روحانیت از احترام خاصی برخوردار بود. كه بخشی از خدمات علمی، فرهنگی استاد مطهری در این سال ها شامل تهران و همچنین ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی پزشكان، مسجد هدایت، مسجد نارمك و دیگر مساجد. انتشار مقالات مختلف مانند اجتهاد و اخباریگری، اخلاق جنسی، ایران و اسلام و برخی از مقالات دیگر كه بعد ها به صورت كتاب انتشار یافت، می باشد. ج) از سال 1351 تا 1357 در سال 51 بعد از تعطیلی برنامه های مسجد الجواد و حسینیه ارشاد، استاد مطهری دستگیر و پس از مدتی كوتاهی آزاد می گردد و سخنرانی های خود را در « مسجد جاوید» و « ارك» و... دنبال می كند. بعد ازمدتی « برنامه های مسجد جاوید» نیز تعطیل و در حدود سال 1353 استاد مطهری ممنوع المنبر می شود این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. از مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات اجتماعی اش ارایه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق تدریس و سخنرانی و تألیف كتاب است. پس از مهاجرت امام خمینی (رض) به پاریس ایشان به پاریس عزیمت نموده و حضرت امام در مورد مسائل مهم انقلاب با استاد مشورت می نمودند. پیش از پیروزی انقلاب، از طرف امام، مسئولیت شورای انقلاب بر عهده استاد مطهری گذاشته شد و استاد در این امر، به نحو شایسته ای انجام وظیفه نمودند تا اینكه امام به تهران بازگشتند؛ پس از بازگشت امام خمینی (ره) و استقرار ایشان در دبیرستان علوی همواره در كنار امام بودند و با ایشان همكاری می كردند. اساتید شهید مطهری از تألیفات استاد مطهری بر می آید كه پدر متقی و بزرگوارشان ، بنای استوار شخصیت ربانی ایشان را پی ریزی كرده اند و پس از آن محضر یازده نفر از علمای راستین و فقهای نامدار بهره فراوان برده اند كه عبارتند از: 1- امام خمینی (ره) 2- آیت الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (ره) 3- مرحوم علامه طباطبایی 4- مرحوم آیت الله میرزا علی آقا شیرازی 5- آیت الله محمد تقی خوانساری 6- آیت الله سید محمد حجت 7- آیت الله سید صدرالدین صدر 8- آیت الله محمد داماد 9- آیت الله میرزا مهدی آشتیانی 10- آیت الله حاج آقا حسین بروجردی 11- آیت الله سید احمد خوانساری استاد مطهری در گفتار و آثار خویش عمده تعلیمات و پیشرفتهای خود را مدیون پدر بزرگوار و رهبر فقیه انقلاب و علامة طباطبایی و آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله شیرازی می دانست و بارها به نیكی از آنها یاد می كرد. تواضع شهید مطهری در مقابل استاد: تواضع درمقابل استاد، از خصوصیات بارز شهید مطهری است به طوری كه در مورد حضرت امام خمینی (ره) می فرماید: استاد بزرگم آیت الله العظمی امام خمینی ؛ پس ازمهاجرت به قم، گمشده خود را در شخصیتی دیگر یافتم، فكر كردم كه روح تشنه ام از این شخصیت سیراب خواهد شد. گرچه در آغاز مهاجرت به قم هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شایستگی ورود به این جلسات را نداشتم، اما درس اخلاقی كه به وسیله شخصیت مجموع در هر پنجشنبه و جمعه گفته می شد و در حقیقت درس معارف و سیر و سلوك بود ، نه اخلاق به مفهوم خشك علمی، مرا سیراب می كرد. بدون هیچ اغراق و مبالغه ای، این درس مرا آنچنان به وجد آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه، هفته بعد خودم را شدیداً تحت تاثیر آن می یافتم. بخش مهمی از شخصیت من در ان درس و سپس در درسهای دیگری كه در طی دوازده سال از این استاد الهی فراگرفتم، انعقاد یافت و همواره خود را مدیون او دانسته و می دانم راستی كه او روح قدس الهی بود. « من كه قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل كرده ام باز وقتی كه در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم؛ چیزهایی از روحیه او درك كردم كه نه فقط بر حیرت من، بلكه بر ایمانم نیز اضافه كرد. وقتی برگشتم، دوستانم گفتند چه دیدی؟ گفتم چهار تا « آمَنَ» دیدم. آمَنَ یَهدَفِهِ، به هدفش ایمان دارد، دنیا اگر جمع بشود نمی تواند او را از هدفش منصرف كند. آمَنَ بَسبلیِهِ، به راهی كه انتخاب كرده ایمان دارد امكان ندارد بتوان او را از این راه منصرف كرد. آمَنَ بِقَومِهِ، احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. آمَنَ بِرَبَْه. در یك جلسه خصوصی به من فرمود: این ما نیستیم كه چنین می كنیم من دست خدا را به وضوح حس می كنم » كنایه از عمق اعتقاد امام (ره) به توحید افعالی است. در مورد شیخ محمد حسین مطهری (ره)-پدر شهید مطهری می فرماید: این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت خواب خود را به تأخیر نمی اندازد. شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابد و حداقل دو ساعت به صبح مانده بیدار می شود. یك جزء از قرآن را تلاوت می كند و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند. تقریباً صد سال از عمرش می گذرد و هیچ وقت من ندیدم كه یك خواب ناآرام داشته باشد. شبی نیست كه پدر و مادرش را دعا نكند. شبی نیست كه نزدیكان و خویشاوندان را یاد نكند. این لذت معنوی است كه او را سر حال نگه داشته است. دربارة آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی می فرماید: آیت الله بروجردی- اعلی الله مقامه- به راستی فقیه بود. من عادت ندارم از كسی نام ببرم. تا زمانی كه ایشان زنده بود در سخنرانی هایم از ایشان نام نبرده ام ولی حالا كه ایشان رفته اند می گویم، این مرد به راستی یك فقیه ممتاز و مبرز بود. بر همه رشته ها از تفسیر و حدیث، رجال و درایه و فقه و سایر فرق اسلامی احاطه و تسلط داشت. او كسی بود كه اساساً توحید را در زندگی خودش لمس می كرد و یك اتكا و اعتماد عجیبی به خدا داشت. دربارة علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) می فرماید: حضرت استادنا الاكرم علامه طباطبایی، روحی فداه، این مرد واقعاً یكی از خدمتگزاران بسیار بسیار بزرگ اسلام است. او به راستی مجسمة تقوا و معنویت است. در تهذیب و تقوا، مقامات بسیار عالی و معنوی را طی كرده، حضرت آقای طباطبایی از نظر كمالات روحی به حد تجرد برزخی رسیده اند، می توانند صیور غیبی را كه افراد عادی از دیدن آنها ناتوان اند مشاهده كنند. من سالیان دراز از فیض محضر پر بركت این مرد بزرگ بهره مند بوده ام. كتاب «تفسیر المیزان» ایشان یكی از بهترین تفاسیری است كه در مورد قرآن مجید نوشته شده است. من می توانم ادعا كنم كه بهترین تفسیری است كه در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است. او بسیار مرد عظیم و جلیل القدری است. مردی است كه صد سال دیگر، تازه باید بنشینند و افكار او را تجزیه و تحلیل كنند و به ارزش او پی ببرند. ایشان در دنیای اسلام چهرة شناخته شده ای هستند. نه تنها در دنیای اسلام بلكه در اروپا و آمریكا نیز مردم ایشان را به عنوان یك متفكر بزرگ می شناسند. ویژگیهای نقش استاد مطهری در انقلاب اسلامی. الف) مطهری ایدئولوگ انقلاب شهید مطهری اعتقاد داشت كه « عمل سیاسی» بدون پشتوانة « ایدئولوژیك» نتیجة مطلوب نخواهد بخشید و از این رو به موازات همكاری در فعالیت های مخفی سیاسی، با سخنرانی های پر محتوای خود به روشنگری نسل جوان پرداخت و با آثار علمی، فلسفی، اجتماعی خود در تداوم و تكامل این روشنگری كوشید. از ویژگی های بارز استاد اهمیت به اندیشه و تفكر بود. او یك متفكر واقعی بود و از هر موقعیتی برای نشر اندیشه استفاده می كرد. ایشان معتقد بود « خود بزرگ نشان دادن» هنر نیست، نشر « هدف» مهم است چه در لباس داستان راستان و چه در پوشش اصول فلسفه و روش رئالیسم. شهید مطهری به عنوان یك اندیشمند پر مایه در واقع ایدئولوگ انقلاب اسلامی، پس از حضرت امام (ره) بود و نقش سازنده ایشان از دوران مهاجرت به تهران و نشر اندیشه و فرهنگ اسلامی در دانشگاه و مسجد و حسینیه آغاز و زمینه ساز پیروزی حركت اسلامی ایران بود. ایشان پلی بین دانشگاه ها و فیضیه و وسیله ای برای جلوگیری از انحراف و حفظ عقاید خالص اسلامی در جامعه بود. ایشان اول جهان را شناخته بود و بر اساس جهان شناسی خود، ایدئولوژی اش را انتخاب، و بر اساس آن ایدئولوژی، خط مشی اجتماعی اش را تنظیم كرده بود. ایشان تجسم عینی بود. شهید مطهری هشیارانه پیشاپیش سئوالات اساسی جامعة را دربارة اسلام می دانست. به طور نمونه زمانی كه رژیم پهلوی بیشترین تكیه را بر ناسیونالیسم داشت و ارزشهای ناسیونالیستی را در كشور از سطح خانواده تا دانشگاه رواج می داد و گروههای چپ هم بر این مسئله تكیه می كردند؛ او متوجه خطرات رشد این احساسات ناسیونالیستی شد وكتاب « خدمات متقابل اسلام و ایران» را نوشت؛ و نشان داد كه اسلام و ایران در فرهنگ ملی و اسلامی، دو مقوله جدا از هم نیستند و همه چیزهایی كه ما به آنها افتخار می كنیم نشأت گرفته از اسلام است. در صد سال اخیر كتاب او اولین كتابی بود كه به طور مستقیم به این مسئله مهم می پرداخت. در آن زمان به نظر می رسید كه مسئله حجاب، مسئله ای روبنایی و كوچك است ولی او دقیقاً احساس خطر كرد و بحثهای مفصلی دراین زمینه انجام داد. در دورة مشخصی كه گرایشهای ماركسیستی در سازمان باصطلاح مجاهدین خلق ( منافقین) رسوخ كرد و این گرایشهای التقاطی باعث شد تا گروهی از آنها رسماً ماركسیست شدند؛ استاد هم به شدت شروع به فعالیت كرد و كتابها و جزوات دو- سال آخر حیاتش را تدوین كرد؛ در حقیقت آن كتابها پایه ای برای اعتقادات فلسفی اقشار مختلف مردم شد. كتابهایی دربارة توحید، نبوت ، قیام حضرت مهدی( عج)، فلسفه تاریخ، اقتصاد و... نوشت و در ضمن به تمام شبهاتی كه آن گرایشها به وجود می آورند، عمیقاً پاسخ داد. در خاتمه سخن رهبر فرزانه انقلاب حسن ختام خوبی در این جهت خواهد بود: « تصور من این است كه مرحوم آیه الله مطهری باید به عنوان یكی از چهره هایی كه در احیاء تفكر اسلامی بیشترین نقش را داشتند، جزو یكی از پرچمداران این بینش نوین اسلامی و طرح دوباره اسلام در فضای فرهنگ امروزی جهان بشمار آید» ب: نقش استاد مطهری در به ثمر نشاندن انقلاب شهید مطهری یكی از زمینه سازان بزرگ انقلاب اسلامی است. وی با اقشار مختلف در ارتباط بود و با توجه به پیشرفت كارها و آگاهی مردم، فعالیتهای خود را گسترش می داد. چه در ابعاد فرهنگی- ایدئولوژیك و چه در ابعاد تشكیلاتی؛ در رابطه با روحانیت و روشنفكران مذهبی آن روز. ایشان سخت معتقد به مسائل مذهبی و دشمن التقاط بودند. چون اعتقاد راسخ به فقه جعفری داشتند، تمام تلاششان در این بود كه جامعه ای سالم ومذهبی ایجاد كنند. نقش سازنده ایشان را در پیروزی انقلاب می توان در ابعاد زیر جستجو كرد: 1- طرح ایدئولوژی اسلامی یكی از چند دانشمند معدودی است كه برای رهایی ملت ایران، ایدئولوژی اسلامی را مطرح و سالیان دراز، با بیان وقلم آن را پرورش داد. و در هماهنگ ساختن اسلام با تحولات سیاسی جهان و جلوه دادن آن بعنوان مكتبی مستقل و كارآ نقش ارزنده ای داشتند. 2- سازمان دادن به جامعه روشنفكران هر چند قبل از استاد مطهری، مجامع اسلامی در میان اقشار روشنفكر وجود داشت و خود ایشان نیز در تأسیس و سازمان دادن و هماهنگ كردن آنها مؤثر بود، اما نقش عمده وی جهت دادن و توجیه این مجامع به سمت اسلام راستین انقلابی و هدایت آنها در كانال واقعی و جلوگیری از انحرافات و برداشتهای غلط، از غرب گرایی بوده است. 3- سازمان دادن به روحانیت مبارز اگرچه افراد انقلابی در روحانیت بخصوص در میان طلاب جوان وجود داشته اند اما فعالیت آنها پراكنده بود. و هیچگاه سازمان مرتب و هدایت یافته ای به صورت شبكه وسیعی در سراسر كشور و حوزه های علمیه وجود نداشت. برای اولین بار پس از قیام امام خمینی (ره) چنین سازمانی تدریجاً شكل گرفت. استاد مطهری یكی از مغزهای متفكر و از سازمان دهندگان اصلی آن بود. 4- پیوند و ایجاد رابطه میان روشنفكران مسلمان و روحانیت مبارز استاد مطهری در میان در هر دو قشر مبارز ( روحانی و روشنفكر) مقام و موقعیت والایی داشت و این دو قطب مهم را كه سیاست استعماری در برابر هم وجدای از یكدیگر قرار داده بود، به همدیگر نزدیك كرد. ایشان در این رابطه بسیار موفق بود، تا حدی كه آنان در خط مشی سیاسی، احساس وحدت كردند و دو بازوی توانای انقلاب را تشكیل دادند. 5- ایجاد رابطه و وساطت بین امام و گروههای مبارز رابطه و سابقه 35 ساله مرحوم مطهری با امام (ره) و اعتماد كامل امام (ره) به وی، او را در سالهای مبارزه به صورت یكی از صاحبان اسرار امام و رازدار انقلاب در آورده بود و او نقش خود را در این رهگذر به خوبی ایفا می كرد. یكی از بهترین افرادی بود كه می توانست رابط میان امام و قشرهای مبارز، اعم از روحانی و روشنفكر باشد و آگاهیهای لازم و خط مشی امام (ره) را به گروهها و گرایش ها و افكار و همچنین پیام های گروهها را به اطلاع امام برساند. 6- طراحی و چاره جویی در پیشبرد انقلاب شهید مطهری بسیار تیزهوش و كاردان و مدبر بود و در كارهای انقلابی مانند اعتصابها، راه پیمایی ها، اعلامیه ها، جبهه گیری ها و برخوردها صاحب نظر بود. ایشان در موضع تصمیم گیری و جهت دادن به انقلاب در كادر مركزی جای داشتند. او را باید یكی از چاره اندیشان در كار انقلاب و حلال مشكلاتی دانست كه سد راه انقلاب می گردید. زمانی كه بعضی از افراد خود را در مقابل این شداید می باختند، ایشان با همتی والا به مبارزه با مشكلات قد بر می افراشتند و آن را در كوتاهترین زمان ممكمن چاره جویی می كردند. ج. نقش استاد در برقراری و تحكیم پیوند بین حوزه و دانشگاه مقام معظم رهبری در زمینه نقش سازنده استاد مطهری در خنثی كردن توطئه خطرناك جدایی روحانی و دانشجو می فرماید: « به نظر من مرحوم مطهری با دو ابزار توانستند تفاهم و نزدیكی بین دو قشر روحانی و دانشگاهی به وجود بیاورند، یكی تلاش علمی و دیگری غنای شخصیت ایشان». ار لحاظ تلاش علمی، ایشان در دانشگاه تدریس می كردند و با دانشجویان انس و الفتی داشتند. ایشان از موفق ترین چهره های روحانی درمیان محیط های دانشگاهی بودند، تحصیل كرده های جدید می دیدند كه یك روحانی عالم، متفكر و فاضلی در بین خود دارند، كه می تواند به شبهات آنها دربارة اسلام پاسخ درست و قانع كننده ای بدهد. استاد از رویارویی با افقهای جدید نهراسید، عرصه نگاه خود را گسترده تر كرد و از حوزه به دانشگاه آمد، با داشنجویان جوشید و فرقه های منحرف و الحادی و التقاطی را با روشی صحیح و اصولی مورد نقد قرار داد و به حق در این راه موفقیت شایانی به دست آورد كه می تواند سرمشق خوبی برای روحانیون و فضلای برجسته حوزوی باشد. چون ایشان هم فردی برخاسته از روحانیت ، مجتهد و آگاه به علوم اسلامی بود و هم استاد دانشگاه. استاد دانشگاهی كه فرهنگ رایج آن زمان و فرهنگ حاكم بر دانشگاه و ذهنیت جوانان ما را می شناخت و خطرهای آینده را خوب پیش بینی می كرد. به خاطر ایمان و باور عمیقش، باوجود جوسازی های گوناگونی كه آگاهانه و ناآگاهانه صورت می گرفت، با دید وسیع خود نسبت به آیندة اسلام و قرآن تلاش می كرد و سعی می كرد در راهی گام بردارد كه به حقیقت اسلام نزدیكتر باشد. رژیم پهلوی تلاش زیادی كره بود تا رابطة حوزه و دانشگاهها را قطع كند. شهید مطهری در برقراری این رابطه نقش ممتاز وموقعیت خاصی داشت او در مقایسه با دیگر اساتید در سطح بسیار گسترده ای حركت می كرد. از سوی دیگر با روحیه حاكم بر دانشگاهها ودانشجویان و دردها و مشكلاتشان آشنا بود. مخصوصاً مشكلاتی كه در ابعاد ایدئولوژیك و فرهنگی وجود داشت. او با جاذبه هایی كه می تواند دانشجو و دانشگاهی را جذب كند به خوبی آشنا بود. از طرف دیگر آن قدر آگاه بود كه در این جاذبه ها بین آنهایی كه از سوی غرب یا رژیم شاه دامن زده می شد و آنها كه اصالت داشتند و ناشی از روحیه حق گرایی و خیرخواهی و زیبا دوستی دانشجویان بود، فرق بگذارد به دومی پاسخ مثبت دهد و به ایشان بگوید كه اسلام می تواند به روحیه تعالی جویانة بشری بهترین جوابها را دهد، این خود پایه ای شد برای آنكه دانشجویان به سمت حوزه های علمیه تمایل پیدا كنند. از طرفی منطق روشن و زبان ساده و آگاهی وسیعش به مسائل روشنفكری و دانشگاهی باعث شد كه همین تأثیر را در روحانیت بگذارد. این نقش دو جانبه در ارتباط با دانشجویان و روحانیت ، جزو نقاط درخشان زندگی او محسوب می شود . ه. استاد مطهری و هدایت نسل جوان دربارة این نقش سازنده استاد، امام راحل (ره) می فرماید: « مرحوم آقای مطهری یك فرد بود. جنبه های مختلف در او جمع شده بود، خدمتی كه به نسل جوان و دیگران كرده، كمتر كسی كرده است. آثاری كه از او هست بی استثناء همه آثارش خوب است و من كسی دیگری را سراغ ندارم كه بتوانم بگویم بی استثناء آثارش خوب است.» استاد شهید مطهری در شمار معدود جامعه شناسان اسلامی بود، كا با آشنایی كامل به زبان و نیاز نسل جوان، به موقع كتاب می نوشت، سخنرانی می كرد، و به آنها آگاهی لازم را در مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن می داد. او بیشترین تلاش و همت خود را صرف رهبری نسل جوان نمود. حیات علمی استاد مطهری، حاكی از تلاش خالصانه او برای رهبری اندیشه نسل جوان است. روش استاد، روشی توأم با انتقاد صرف و مذمت نبود، بلكه با روی گشاده و آغوش باز پذیرای آنها بود وبا بیانی آكنده از محبت راه راست اسلامی را به آنها نشان می داد . استاد رمز انحراف جوان را در عدم پاسخگویی به نیازهای او می داند و می فرماید :« ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابه لای افكار و عقاید آنان باید جست، فكر این نسل از نظر مذهبی چنان كه باید راهنمایی نشده و از این نظر فوق العاده نیازمند است». استاد مطهری « الگوی عملی نسل جوان » بود . او بنا به سفارش قرآن و سنت، عمل به دستورات اسلامی را سرّ اقبال وروی آوری نسل جوان به دین اسلام می دانست بنابراین آن را سرلوحة امور خود قرار داد. رهبران نسل جوان ، قبل از اینكه الگوی فكر دینی باشند باید الگوی عمل دینی باشند تا نسل جوان بین گفتار و كردارشان تضادی نبیند، تا براحتی به آنها اعتماد و از اندیشه های آنان پیروی كنند. ح: اهداف و ارزشهای انقلاب اسلامی به بیان شهید مطهری استاد شهید مطهری معتقد است كه انقلاب اسلامی ایران دارای همان اهدافی است كه حضرت علی (ع) در حركت اصلاحی خود در نظر داشت و با استفاده به سخنان ایشان چهار هدف اصلی را برای انقلاب اسلامی در نظر می گیرد: 1-« نَرُدّ المعالم من دینك» نشانه های محو شده خدا را- كه جز همان اصول واقعی اسلام نیست- بازگردانیم و این یعنی بازگشت به اسلام نخستین و اسلام راستین ، بدعتها را از میان بردن و سنتهای اصیل را جایگزین كردن، یعنی اصلاحی در فكرها و اندیشه ها و تحولی در روحها و ضمیرها و قضاوتها. 2- « تطهر الاصلاح فی بلادك» اصلاح اساسی و آشكار كه نظر هر بیننده را جلب نماید و علایم بهبودی در وضع زندگی مردم در شهرها و مجامع كاملاً هویدا باشد در حقیقت نوعی تحول بنیادین در اوضاع زندگی مردم را در نظر دارد. 3- « یأمن المظلومین من عبادك» بندگان مظلوم خدا از شر ظالمان در امان باشند و دست تطاول ستمكاران از سر ستمدیدگان كوتاه شود و این نوعی اصلاح در روابط اجتماعی انسانهاست. 4- « تقام المعطّلعه من حدودك» مقررات تعطیل شده خدا و قانونهای نقض شدة اسلام بار دیگر بپا داشته شوند و حاكم بر زندگی مردم گردد و این تحولی ثمربخش و اسلامی ساختن نظام مدنی و اجتماعی است. استاد مطهری معتقد است كه هر مصلحی كه موفق شود این چهار اصل را عملی سازد، به حداكثر موفقیت نایل آمده است. ط: اصول حاكم بر نگرش استاد نسبت به انقلاب اسلامی مهمترین اصولی كه حاكم بر تفكر سیاسی استاد بوده است عبارتند از: 1- اصل عزت مسلمین، مسلمان عزیز است و حق ندارد تن به ذلّت دهد. این اصل را بارها و بارها استاد مطهری در كتابهای « فلسفه اخلاق» و« تعلیم و تربیت در اسلام» و « حماسه حسینی» مطرح نموده اند. 2- عدم جدایی دیانت از سیاست، دین از منظر استاد ، شامل سیاست هم هست، جدا كردن سیاست از دیانت مصداق « یؤمن ببعض و یكفر ببعض» است. دین امر« صامت» و « موهوم» نیست كه نسبتی با عمل نداشته باشد. در نزد استاد دین ایدئولوژی دارد، راهنمای عمل است و از باید ها و نبایدها سخن می گوید. 3- اصل عدالت در پدیده های اجتماعی ، از نظر ایشان با ترجمه های یونانی این جملهافلاطون كه« عدالت، ما در همه فضایل اخلاقی است» معروف شد در حالی كه دو قرن پیش از شناخته شدن سخن افلاطون مسلمین از زبان قرآن این سخن را شنیده بودند، بیشترین آیات مربوط به عدل دربارة عدل جمعی و گروهی است از شرایط ضروری حاكم «عدالت» است. عدالت آنجا كه به توحید یا معاد مربوط می شود به نگرش انسان به هستی و آفرینش شكل خاص می دهد و نوعی جهان بینی است، آنجا كه به تشریع و قانون مربوط می شود یك « مقیاس و معیار» قانون شناسی است. آنجا كه به امامت و رهبری مربوط می شود یك « شایستگی» است. آنجا كه پای اخلاق به میان می آید، آرمان انسانی است و آنجا كه به اجتماع كشیده می شود یك « مسئولیت» است. 5- وجود حكومت صالح قبل از قیام و انقلاب مهدی ( عج) ، به عقیده ایشان، شیعه مسئولیت دارد كه برای تشكیل این حكومت تلاش كند. منابع 1.مرتضی مطهری.نهضت های اسلامی درصدساله اخیر 2.مرتضی مطهری.پیرامون انقلاب اسلامی 3.مرتضی مطهری.مسله حجاب 4مرتضی مطهری.علل گرایش به مادیگری 5باقی نصر ابادی.علی .استادمطهری درگذراندیشه ها 6نامداران راحل 7.حمیدجاوید.سیمای استاددایینه نگاه یاران
|