چرا اینقدر روان آدمی درگیر و گرفتار است ؟ - چرا رنجهای روحی انسان کرانه ای ندارد و مرتباً وسیعتر می شود ؟ - آرامش کجاست ؟ - اصلاً چرا رنج می بریم ؟ - شرایط انسان چقدر در وسعت رنجهایش دخیل است ؟ - ریشه اضطرابهای آدمی در چیست ؟
شاید کمتر کسی باشد که در ارتباط با مختصات ، ویژگیها و نیازهای روح و روان خویش ؛ و یا در مسیر چگونگی ارتباط با افرادی که اجباراً یا اختیاراً مشغول رابطه با آنهاست ، درگیر چالش ( که می تواند تا سر حد یک بحران اساسی ، وسیع و عمیق باشد و یا محدود به وجود یک دغدغه ذهنی ) نباشد . بخصوص برای انسان امروز ، که بواسطه زندگی صنعتی و فراصنعتی و گستردگی مشغله های گوناگونی که خواسته یا ناخواسته درگیر آن است ، این چالش تبدیل به یک معضل جدی شده است که محصولات فردی یا جمعی وی را دستخوش آسیب فراوان کرده است . آنقدر که خیلی ها از وجود یک وضعیت بیمارگونه در کیفیت روح و روان خویش رنج می برند بطوریکه نیاز به توسعه کلینیک های رواندرمانی را جدی تر کرده است .
با مشاهده چنین وضعیتی ، طبیعی است هر انسان سلیم و صاحب تأملی از روی کنجکاوی یا غیرآن ، در هجوم چراها و چگونگی هایی قرار بگیرد و غرق سئوالهای فراوانی شود که مرتبط با این امر مهم است . مثل اینکه :
چرا اینقدر روان آدمی درگیر و گرفتار است ؟ - چرا رنجهای روحی انسان کرانه ای ندارد و مرتباً وسیعتر می شود ؟ - آرامش کجاست ؟ - اصلاً چرا رنج می بریم ؟ - شرایط انسان چقدر در وسعت رنجهایش دخیل است ؟ - ریشه اضطرابهای آدمی در چیست ؟ - آیا اصولاً مراقبت کامل از روان ممکن است ؟ - راه برون رفت انسان از مجموعه چالشهای روانش در چیست ؟ - آیا آنچه انسان بر دوش می برد جزو سرنوشت محتوم روح و روان اوست - کنترل حالتها و رفتارهای آدمی ممکن است؟ مسیر آن کجاست ؟ - زمینه رنجها و آشفتگی های انسان در چیست؟ - آیا آنطوری که بعضی ها می گویند ایمان به خدا می تواند چاره باشد ؟ پس چرا در میان باورداران به خدا و سجده کنندگان به درگاه او نیز روان های در هم آمیخته و آشفته فراوانند؟ - آیا اصولاً این حوزه ربطی به باورهای دینی دارد ؟ یا تنظیم این امررا باید به دانش روانشناسی سپرد ؟ . . .
و یا اگر بخواهیم بصورت مسائل فردی نگاه کنیم با آیاها ، چگونه و چراهای زیادی روبرو می شویم همچون :
چرا خُلق ناآرامی دارم ؟ - چگونه از بیقراری و درماندگی رها بشوم ؟ - آیا بیمارم ؟ - چرا نمی توانم از آثار وجودی خویش احساس آرامش کنم ؟ - چرا از کنترل حالتهایم عاجزم ؟ - آیا تصمیمی که گرفته ام درست است ؟ - مشکل اساسی من در کجاست ؟ . . .
و نیز در حوزه روابط بین فردی بطوری مشغولم که یا رنج می برم و یا آزار می دهم . و کم نیستند چراها و چطورهایی که به ذهنم هجوم کرده اند همچون :
چرا با این افراد دوستی کرده ام ؟ - آیا این رابطه بسود من تمام می شود ؟ - اصولاً چرا باید مرتبط باشم ؟ - آیا تنهایی درمان درامان ماندن از آسیبهای ارتباطی است ؟ - ازدواج با این فرد درست است ؟ - آیا ازدواج ما درست بود ؟ - با فلان رفتار همسرم که نمی پسندم چه کنم ؟ - چگونه از فشار و تأثیر بهمان کس رهایی بیابم ؟ - آیا اصولاً کار من آساایش در روابط است ؟ - آیا می شود در میانه بحرانها و طوفانهای ارتباطی در ساحل امن و آسایش ماند ؟ - وقت مناسب والد شدن کی است ؟ - چگونه منظورم را به شریکم منتقل کنم - رفتارهای همسرم کم مانده داغانم کند ، چه باید بکنم ؟ - از معضلات رفتاری شریکم آشفته ام چگونه باید بگویم ؟ و آیا اصلاً بگویم ؟ - با نگرانی ناشی از رفتارهای نابهنجار فرزندم چه کنم ؟ - از دستش خسته و کلافه ام مانده ام چه کنم ؟ - . . .
و هزاران هزار چرا و آیا و چگونه و چطوری که ما را در هرتصمیم و اقدام و ارتباط و کارکردی در بر گرفته اند . و این معادله وقتی سنگین تر می شود که رفتارهای ما عوارضی را بدنبال می آورد که رهایی از آثار و محصولات آن بویژه وقتی سیر به سامان ندارد ، ما را سخت تر از پیش در خود فرو می برد . در چنین وضعیت پیچیده ای رسیدن به معیارها و شاخص هایی که منجر به امکان اداره و تنظیم ما و کارکردها و روابطمان بشود بسیار ضروری می نماید و از همین لحظه است که به چگونگی چنین مهمی وارد می شویم و جا دارد بپرسیم اصولاً راهی هست ؟ چیست ؟ کجاست ؟ چه باید کرد ؟
بنظر می رسد یکی از لازم ترین کارهای یک تلاش مؤمنانه پرداحتن به همین هاست . چیزی که در سنّت و سیره اولیاء الهی به وفور یافت می شود و بی جهت نیست که پیامبر معزّز اسلام عزیز اساسی ترین علت بعثت خویش را مربوط می کند به اتمام و اکمال همین اصل . و اصولاً طراحی یک انسان کامل که در شریعت از آن به نفس مطمئنّه یاد می شود ، می شود کار انبیاء و نقطه اوج یک حرکت دینی ( یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب ) . کم نیستند آیات و بیناتی که در صحیفه حضرت حق و کلام و سیره انبیاء و اولیاء الهی برهمین طریق جاری گشته اند . برای حقیقت شناسانی که شریعت را محدود به بیان چند حکم فقهی و شرعی نمی شناسند ، کارکرد دین در سامان دادن به ایجاد یک نفس مطمئنّه کامله که سرشار از اطمینان و امن باشد و راهبر و هادی نفوس گردد یک مسئله اساسی است و پایه هر چیز را در فراهم سازی این ترتیب و تربیت می دانند . بطوریکه نه تنها انسان را در میانه آسیبهای گونه گون حوزه روح و روان وا گذارد که بیاموزد ، بُگذراند ، ببرد ، بهره بدهد ، بنوشاند ، برساند و بنشاند . جا دارد خیلی شفاف و بدور از ملاحظات بی ارزشی که ما را سر در گریبان خویش می برد از همه صاحب نظران و اندیشه مداران حوزه دین و دانش بپرسیم چرا با وجود منابعی غنی از حیات و نجات انسان شاهد اینهمه آشفتگی و درماندگی انسان و حتی میان سجده نشینان عابد و راکعیم .
سایت شاهدان در نظر دارد با هدف یافت و ارائه اصول چنین تربیت و هدایتی که منجر به تولید یک علم حقیقی و کارآمد شود با همفکری صاحبان خرد و اندیشه در حوزه و کرانه شریعت مطهر اسلام عزیز به این مهم بپردازد . پیشاپیش دست پر محبت تمامی اصحاب این حوزه را می فشاریم و دعوت می کنیم برای رضای حضرت دوست آستین ها را بالا بزنیم و نگذاریم انسان در فرصت بی بدیل عمر خویش در لابلای معضلاتی چنین خرد شود . باشد تا از مجرای چنین تلاشی راهی بگشاییم فراروی بندگان خدا که پرداختن به حوائج آنها در کلام مولایمان ابی عبدالله الحسین (ع) نعمت عظیم پروردگار است . قربان نفسهای محمّدی تان .
ببسيار .بسيار .عالي است انشاءالله هر چه سريعتر مبحث هاي مختلف بررسي شود وروش هاي تربيتي مناسب ارائه شود تا همه ما هر چه بيشتر با رهنمودهاوروش هاي تربيتي ناب اسلامي آشنا شويموبهرمند گرديم .موفق و پيروز باشيد. :
سلام علیکم
ضمن تشکر از مساعی سایت شاهدان، رک و راست بگویم تمام این اضطراب ها و نا آرامی ها از بی ایمانی است. ایمان نداریم. ساجد و راکع بودن که لزوماً ایمان را نمی رساند. ایمان باشد امن هم هست. اما به فرمایش امام راحل ایمان که چه عرض کنم احتمال هم ... . به نظرم بحث های ریشه ای که آقای دکتر نخاولی داشتند به این مسئله مربوط می شود.
سلام و ممنون
در حقیقت مشکل را اغلب ما میدانیم. اما راه حل چیست؟ میگویند توکلت را قوی کن. نمیگویند چگونه؟ واقعا چگونه؟ چگونه اعتمادم به خدا را به بالاتر از پنجاه درصد برسانم؟ جای راه حل بسیار خالی ست. یاری کنید.
مطمئنم که نمازم از پوسته ی ظاهری به روحم
نفوذ نکرده اما چه بکنم که به آن حد برسم؟
دعاگویم و ملتمس
با سلام به عزیزانی که بدنبال خود گمگشته خویش میگردند.آری جواب اینجاست .ما واقعیت وجودی خودمان را گم کرده ایم.از کجا امده ام....
ویا ماخلقت الجن والانس الا لیعبدونی ...
ما برای این نیومدیم که توی پوسته اهکی دنیا جوجه وار دور بزنیم زمانی این پوسته خواهد شکست!!!چه کرده ایم؟؟؟
سوالی مطرح میکنم برای خودم و تمام معتقدان به قران و واقعیت های بعد از مرگ :
اگر خبردهند یک ماه از عمرماباقیست دراین مدت چه میکنیم؟
ایا بدنبال ناهنجاریهای دیگران میگردیم؟
ایا بدنبال ارتباطات انتفاعی مادی با دیگران میگردیم؟
یا اینکه چرا همسرم با مادرم و...
یا چرا شریک تجاریم ده مرا نه کرده و....
براستی اگر ما انسانها همیشه طوری در این دنیا فکر کنیم و عمل نماییم که این اخرین بدر ماهیست که در اسمان میبینیم حداقل در ان یک ماه به فکر خوردن مال یتیم پرکردن حساب بانکی کلاه گذاشتن سر شریک و همکار و همسایه ویا انتقام گرفتن بواسطه یک کینه قدیمی خواهیم افتاد؟
انقدر روحمان رقیق میشود که حتی برای دست وپا زدن موری بر روی قطره ای اب متاثر میشویم و بعد زندگی یعنی این !!!!!
بخشش ایثار محبت. و همه بواسطه تقوا و خشوع در برابر کبریای الهی و این یعنی تزکیه.
و فی صلاتهم خاشعون.
والسلام.
عن الکاظم علیه السلام: كسي كه دو روزش مساوي باشد، مغبون است، و كسي كه دومين روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و كسي كه در خودش افزايش نبيند در نقصان است، و كسي كه در نقصان است مرگ براي او بهتر از زندگي است.
براي مهرانه ها وعليرضاها
بنام خدا با عرض سلام و ارادت و ادب به محضر تمامی کاربران محترمی که سراغ شاهدان می آیند و خواهند آمد و با آرزوی پذیرش اعمال خاضعانه و خاشعانه بندگان مؤمن خداوند در این ماه غفران و نجات ، که سفرة...
خلاصه: سید رضا، طلبه جوانی ست که به همراه همسرش، از نیشابور به تهران آمده تا درس اخلاق را نزد استادی فرا گیرد. او در تهران با مشکلات زندگی شهری و مهمتر از آن با بیماری همسرش روبرو می شود که زندگی ...
کتاب «بابا نظر» که روایتی است از خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد در فاصله چهار ماه از انتشار چاپ نخست به چاپ بیستم رسیده و در چاپ جدید همراه با یک لوح فشرده به نام «درد دلهای پرویز پرستویی درباره کتاب بابا نظر» توزیع میشود. مستندی که در...